هوا سرد بود
قلبی تپید ، دلی عاشق شد
خانه ای بنیان گرفت
مرد به چهره ی زیباترینش نگریست
زن آبستن شد
هوا سرد بود
دردی بی مهابا زن را بلعید
اشکی پیاله ی آب شد و پشت سرش ریخت
چشمی به انتظار نشست
باد وزید و زمستان را دزدید
برگ رقصید ، غنچه خندید و درخت میوه داد
طفل گریست ، زنی مادر شد
و گلستانه زیر پایش سامان گرفت ...
ما را در سایت ترانه دنبال میکنید
برچسب: مادر,
نویسنده:
بازدید: 34